اروم بلاغی

وبسایت هواداری باشگاه تراکتورسازی
بروزترين اخبار باشگاه تراکتور سازي آذربايجان مطالب جذاب و خواندنی،رشعر،رمان،دانلود کتاب،آهنگ،فیلم،عکس،آموزش کامپیوترو...

یه روزی خودم و دلم عاشق یکی و دلش شدیم

ولی اون خودم و دلم رو از دلش روند

دیروز با یه دسته گل اومد دیدنم

با یه نگاه مهربون

نگاهی که سالها ازم دریغش می کرد

گریه کرد و گفت: 

دلش برام تنگ شده

ولی من فقط نگاش کردم

چون کاری نمیتونستم بکنم

فقط وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود

 

 

کمی صبور باشید


 

 

 

 

 

 

تا لود شدن کامل کمی صبر کنید

تست هوش ساده ای برای نشان دادن ضریب هوشی شما:
چنانچه مانکن را در حال چرخش به حالت ساعتگرد می بینید شما از نیمکره راست مغز خود استفاده می کنید، و چنانچه در خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت می بینید از نیمکره چپ مغز خود استفاده می کنید. اگر بتوانید چرخش آن را در هر دو جهت ببینید ضریب هوشی شما بالای 160 هست!
تا لود کامل تصویر چند لحظه صبر کنید
.


توجه کنید که بعضی از افراد به هیچ عنوان قادر نیستند، جهت چرخش مانکن را در ذهن خود تعویض کنند. این افراد با اطمینان بالایی ادعا می کنند این مانکن فقط و فقط در یک جهت می چرخد. اما چنین نیست اگر برای لحظه ای به قسمت سایه مانکن و یا نوک انگشت پای مانکن توجه کنید، ممکن است بتوانید جهت چرخش را در ذهن خود تعویض کنید. روش دیگر برای تغییر جهت چرخش آن است که مستقیماً به تصویر نگاه نکنید، بلکه نگاه خود را کمی به سمت راست یا چپ منحرف کنید، به طوریکه تصویر تاری از مانکن را ببینید، حال در ذهن خود جهت حرکت را عوض کرده و تصور کنید مانکن در خلاف جهت قبل می چرخد.
معمولاً از هر 10 بار که به این تصویر نگاه می کنید، ممکن است فقط 2 بار قادر به تغییر جهت چرخش باشید.

 

 

لطفا تا لود شدن کامل تصویر صبر کنید

 

مردم آزاری رو دوست دارید

برای شروع کلیک کنید

 

رمان آمدی جانم به قربانت...

نویسنده:مریم پریزاد

خلاصه رمان:

یک تنهایی مخرب...و یک حس عاشقی!حس نفرت و حس شکست خوردن...
دختری که شکست خورده ی تقدیره...نه مادری و نه پدر خوبی..والدینی که دخترشونو به حراج میذارن!یه حراج واقعی و دنیوی!
و دختری که برای نجات از این حراج چه صدمه های که بهش وارد نمیشه و اون باز هم مثل یک مرد می ایسته!
و پسری که از لحظه به لحظه ی زندگیش یاد گرفته استفاده مفید کنه و از همشون بهره ببره و الان که 25 سال داره یک دکتره!
یه دکتره روانکاو!پسری که یه شکست بزرگ در زندگیش داشته...شکستی بنام طلاق!
پسری که بعد از 25 سال میفهمه کسی که یه عمر برایش پدری میکرده در واقع عموی او بوده...
و اما دختری بنام آدیسا که در دنیای مجازی با پسری بنام پارسه آشنا میشه..و دل بسته ی او میشه..اما نمیدونه این پسر حقیقی هست و یا...
و یک دختره دیگر که شنل مشکی رنگی به سر می اندازد و شب های بارونی با سیم های گیتارش صدای زیبایش را رها میکند...
و پسری که محوه این صدا میشود و دل تنگ صدایش!
اما همه ی این ها به کنار...
فرهاد توانا...شیطانِ(!)داستانِ من هم به کنار...

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان آرزو

نوشته:لیلی نیک زاد

خلاصه رمان:

مرضیه با وجود دو خواهر دیگر عزیز دردانه پدر و مخصوصا برادراش محمد است. مرضیه بسیار به محمد علاقه دارد و به هیچ وجه حاضر نیست او را با کس دیگری تقسیم کند. تا اینکه محمد تصمیم میگیرد ازدواج کند و کم کم مرضیه حس میکند توجه محمد به او کم شده است. در دل آرزو میکند که خانواده اش دختر مورد نظر محمد را نپسندند ولی همه کارون را می پسندند.مرضیه هم کم کم با محمد سرد میشود....

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

 

                                                      

شرکت کنندگان در همایش بین المللی دریاچه ارومیه ، راهکارهای خود برای نجات دریاچه را در گفت و گو با خبرنگار عصرایران بیان کردند.

بقیه در ادامه ی مطلب

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت

 

مهر بلند، چهره ز خاور نمی نمود
ماه از حصار چرخ، سر باختر نداشت

آمد طبیب بر سر بیمار خویش، لیک
فرصت گذشته بود و مداوا اثر نداشت

دانی که نوشداروی سهراب کی رسید؟
آن گه که او ز کالبدی بیشتر نداشت

دی، بلبلی گلی ز قفس دید و جان فشاند
بار دگر امید رهایی مگر نداشت؟

بال و پری نزد چو به دام اندر اوفتاد
این صید تیره روز مگر بال و پر نداشت؟

پروانه جز به شوق در آتش نمی گداخت
می دید شعله در سر و پروای سر نداشت

بشنو ز من، که ناخلف افتاد آن پسر
کز جهل و عُجب، گوش به پند پدر نداشت

خرمن نکرده توده کسی موسم درو

درمزرعی که وقت عمل برزگر نداشت

من اشک خویش را چو گهر پرورانده ام

دریای دیده تا که نگویند گهر نداشت

 

 

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران