اروم بلاغی

وبسایت هواداری باشگاه تراکتورسازی
بروزترين اخبار باشگاه تراکتور سازي آذربايجان مطالب جذاب و خواندنی،رشعر،رمان،دانلود کتاب،آهنگ،فیلم،عکس،آموزش کامپیوترو...

رمان لیلای من 

نوشته:لیلا رضایی

خلاصه رمان:

ليلا، دختر زيبا از خانواده اي فقير ... مادر ليلا به خاطر بيماري قلبي و در اثر بي توجهي هاي پدر ليلا و ندادن هزينه عمل فوت مي كنه ... با آمدن نامادري و مشكلاتي كه نامادري براي ليلا درست مي كنه، پدر ليلا اونو به شمال، پيش پدربزرگش تبعيد مي كنه ... ليلا اونجا به پسري از يك خانواده پولدار و اصيل به نام ياشار آشنا مي شه ... ياشار ناراحتي رواني و ناتواني جنسي داره ...

برای دانلود کلیک کنید(Jar)
 

 

رمان لعیای عشق

نوشته:فروزنده عدالت

خلاصه رمان:

لعیا دختر زیبایی است که برای تهیه ی جهیزیه ی خواهرش لیلا و حفظ آبروی پدرش مجبور به پرستاری از جوانی(روبیک) میشود که به دلیل شک به کما رفته است. لعیا با گفتار و رفتار محبت آمیز خود امید به زندگی را به روبیک میدهد و او دو هفته بعد از ورود لعیا به هوش می آید. اما روبیک بسیار به لعیا وابسته شده و اجازه نمیدهد او لحظه ای از کنار او دور شود و به تمام مردان اطراف لعیا حسادت میکند. او درخواستهایی از لعیا میکند که لعیا به دلیل اعتقاداتش از انجام آن سرباز میزند.تا اینکه قلب پدر لعیا دچار مشکل میشود و برای عمل آن پول زیادی می خواهند. لعیا برای تهیه ی این پول مجبور میشود صیغه روبیک شود و با پول مهریه اش خرج عمل پدرش را بدهد........

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

 

http://nhadidian.persiangig.com/doa-13900601061816.jpg

خدایا

 

کمکم کن پیمانی را که در طوفان با تو بستم

در آرامش آن را فراموش نکنم...

یکی باید پیدا شود که به مادران سرزمین من بفهماند که اگر شام دیشب خوردنی بود، همان دیشب خورده میشد بعععععله...
 

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم !
 
اس ام اس جالب

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی رو از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زیر خنده!!! گفت: میدونی این چیه؟ اینو خریده بودم هروقت معدلت ۲۰ شد بدم بهت
حیف واقعا!!! خاک تو سرت
 
اس ام اس جالب

دقت كردین !یه مغز گردو میخوری، اندازه 3 تا مغز گردو لا دندونت گیر میکنه!
 
اس ام اس جالب

ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ!خعـــــــــــــلی
ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮﻩ ﮐﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ! ﻧﻪ!
.
.
ﯾﻪ ﺩﻩ ؛ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻡ!
 
اس ام اس جالب

امتحان وسیله ست، نمره دست استاده، الکی خودتو از اینترنت نندازی بشینی درس بخونی هاااا
 
اس ام اس جالب

من یه خواستگار داشتم.......
بهش گفتم فعلا میخوام درس بخونم..
بیشعور رفت و دیگه نیومد
اصلن به کلمه "فعلا"توجه نکرد!!!!
 
اس ام اس جالب

شما یادتون نمیاد یه زمان مد شده بود همه کوبلن می‌دوختن ! حتی مردها !
خدا رو شکر گذشت اون زمان
 
اس ام اس جالب

یكی از فانتزیام اینه كه یه پیرمرد پودار تصادف كنه من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم اونم با بچه هاش مشكل داشته باشه تمام زندگیش به نام من بزنه و بمیره .وقتی بچه هاش منو پیدا میكنن كه پولا بگیرن همه چیز بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها اونی كه با ارزش بود پدرتون بود
 

اس ام اس جالب

دوستان عزیز بهم مشاوره بدید :
به نظرتون بعد از این که فوق لیسانسم رو گرفتم فلافلی بزنم یا آب هویجی ؟ ؟؟؟ !!!
 
اس ام اس جالب

دختــره 13 سالشه استاتوس گذاشته خیلی سخته ببینی عشقت دستاش تو دستای کس دیگس
من 13 سالم بود پشت کمدمو به امید پیدا کردن یه راه به سمت سرزمین نارنیا بررسی میکردم
 
اس ام اس جالب

مجری اخبار رو حذف کنن و به جاش آهنگ "همه چی آرومه" رو بزارن بهتره
 
 
اس ام اس جالب

فرق مدرسه و دانشگاه :
اگه به مدرسه دیر برسی مجبوری بری نیمکت آخر بشینی....
ولی اگه به دانشگاه دیر برسی مجبوری بری نیمکت اول بشینی....

رمان مروارید های احساس

نوشته:سید آوید محتشم

خلاصه رمان:

تو اوج درموندگی و بدبختی، وقتی امیدی برای رسیدن به مطلوب نیست، یه عاجزانه صدا زدن معبود تبدیل میشه به گره گشا و خدا یه ناجی برات میفرسته، کسی که در قبال کمکهاش هیچ انتظاری ازت نداره فقط میخواد دست از تعارف کردن برداری.... کسی که تبدیل میشه به تکیه گاه، محرم اسرار، دوست، یار و در نهایت عشق!
عشقی که با یه حضور ناخونده،تو فصل بلوغ می مونه....

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان همکار مامان

نوشته:maryhaghi

خلاصه رمان:

پژوا دختری دبیرستانی است که با مادرش زندگی می کند. یک روز صبح که از خواب بیدار می شود. متوجه نبود مادرش می شود و اینکه پسری غریبه در خانه شان هست. آن پسر توضیح می دهد که مادر پژوا به سفری کاری رفته است و مسئولیت نگهداری و مراقبت از او را به عهده سهند گذاشته. و حالا پژوا تعطیلات عید را باید با این پسر بگذراند و ...

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان وقتی که بد بودم

نوشته:mahtabi22

خلاصه رمان:

داستان درباره ی دختری به نام عسل هست اون عادت کرده از طریق چت روم با پسرها آشنا بشه و احساسات اونها رو به بازی بگیره تا اینکه با نیما آشنا میشه، نیما به عسل علاقه مند میشه در صورتی که به بیماری افسردگی مبتلا بوده و با کارهای عسل بیماری اون تشدید میشه، از طرف دیگه پسری بنام سغید به خواستگاری عسل میاد که دقیقا" همون کسی بوده که عسل همیشه توی خیالاتش تصور میکرده و...........

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان شازده کوچولو

نوشته:آنتوان دوسنت اگزوپری به ترجمه احمد شاملو

خلاصه رمان:

داستان در مورد خلبانی هست که در صحرا دچار سانحه می شود و موتور هواپیمایش احتیاج به تعمیر دارد.
او در آن جا با شهریار(شازده) کوچولو آشنا می شود. شازده کوچولو از سیاره اش و گل سرخی که آنجا دارد حرف می زند و این شروع داستان مرد خلبان و دوست جدیدش شازده کوچولو است...

برای دانلود کلیک کنید(pdf)

پسورد:www.mihandownload.com

رمان و باز هم لیلی

نوشته:میتـرا شفقیـان

خلاصه رمان:

لیلی دختری که بعد از فوت مادرش بعلت خیانت پدرش تنها زندگی می کند و نسبت به مردان بدبین است طی اتفاقی ساده (عوض شدن عکس هایش) با پسری بنام امیر در عکاسی آشنا میشود . امیر که شیفته او شده سعی در برقراری ارتباط با او را دارد که لیلی هر بار با ترفندی او را از خود میراند تا اینکه برای کار در شرکتی پذیرفته میشود و در کمال شگفتی درمی یابد امیر مدیرعامل آنجاست . امیر مدتها وقت صرف می کند تا بالاخره لیلی عاشق او میشود و قرار ازدواج می گذارند . امیر برای پاره ای از کارهایش عازم لندن میشود ولی هرگز باز نمی گردد و بعد از چند ماه به لیلی اطلاع می دهد که ازدواج کرده.. لیلی دچار افسردگی میشود و سعی می کند زندگیش را متحول کند، او درسش را تا مقطع دکترا ادامه می دهد و 10 سال می گذرد، درحالیکه لیلی تبدیل به " بی تا " شده و استاد دانشگاه است با خانواده ای آشنا میشود که در مهمانی آنها امیر را می بیند و از آنجا می گریزد درصورتیکه پسر خانواده عاشق او شده و از امیر (دائیش) می خواهد بی تا را راضی به ازدواج با او کند اما ...

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

وارث عذاب عشق

نوشته ی :فریده شجاعی

خلاصه ی رمان:فرشاد و محمد با هم دوست هستند .فرشاد معماری و محمد پزشکی دانشگاه تهران درس میخوانند .فرشاد بسیار شیطان است و با دخترهای زیادی دوست است و به واسطه پول و زیبایی دوم به تله هیچ دختری نمیدهد ولی محمد نجیب و از خانواده معمولی است و دل به دختر دائی خود فرشته سپرده ولی هیچگاه با فرشته درمورد عشق خود صحبتی نکرده اما بزرگترها آندو را نامزد میپندارند و محمد با این امید که فرشته نیز او را دوست دارد هیچگاه با فرشته دم از دلدادگی نمیزند .تا روزی....

برای دانلودکلیک نمائید(jar)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران