اروم بلاغی

وبسایت هواداری باشگاه تراکتورسازی
بروزترين اخبار باشگاه تراکتور سازي آذربايجان مطالب جذاب و خواندنی،رشعر،رمان،دانلود کتاب،آهنگ،فیلم،عکس،آموزش کامپیوترو...

رمان یک قدم تا تبسم

نوشته:f.barani

خلاصه رمان :

تبسمی از جنس همه تبسم ها ، تبسمی مثل همه لبخندهای تلخ وشیرین،تبسمی از دیار قهقه های وارانه ... تبسمی از جنس شکننده ها و ....
اینک فریادی که اورا در هم میشکند

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان مستی برای شراب گران قیمت

نوشته:شاهتوت

خلاصه رمان:

داستان درباره ی دختری هست که چهره ای معمولی داره و در کار خودش به عنوان یک وکیل موفقه اما از پدر و مادرش مهر و محبت چندانی ندیده اون که بدهی سنگینی داشته و دوست نداشته از پدر و مادر در این مورد درخواست کمک کنه، تا غرورش رو حفظ کنه، مجبور میشه برای پرداخت این بدهی با مردی بسیار ثروتمند ازدواج کنه. اما هنوز هم نمی دونه که این مرد چرا راضی به ازدواج با اون شده!!!!

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان ماه من

نوشته:شیوا اسفندی

خلاصه رمان:

دختر قصه مرتکب گناه میشه مثل من مثل تو. حالا ممکنِ گناهاش رنگ دار تر و گاهی غیر قابل بخشش باشه... اما بخشیدن و نبخیدنش با پسر قصست که که مجنونِ. مجنون تر از فرهاد!
دختر قصمون خیلی اذیت می کنه. خیلی اذیت میشه. پسر قصه صبور و عاشقِ.. محکم و پر از اراده. مصمم برای ساختنِ زندگیش.
مهتا دختری که احساس می کنه بعد از چند سال دوستی با مازیار عشقشون به سر و سامون پیدا کردن و به آرامش رسیدن نیاز داره.
اما مازیار جدیدا مشکوک شده. جدیدا نگاهاش تنوع بیشتری می طلبه. خواسته هاش بو دار شده. روزی که مازیار اولینِ نه از جانب مهتا رو میشنوه میشه آخرین روزِ رابطشون.
روز مرگ عشق مهتا شد روز تولد برای عشق دیگری! رادین!
. حالا دو دل از جنس احساس یکی سخت و یکی لطیف مقابل هم قرار گرفتن. مهتا درگیرِ عشق از دست دادشِ نمی تونه فراموش کنه سعی می کنه کنار رادین باشه اما همیشه مقابلشه!
بلاخره مهتا تعهد داد. تعهدی که فقط کتباً بود... تعهدی که جز یه امضای خالی نبود... اما آیا با عشقی که تو قلبش به کسی دیگه داره با تعلق خاطری که به مازیار داره می تونه فقط به یه امضای خالی تکیه کنه؟ می تونه فقط مالِ رادین باشه؟

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان زلزله مخرب

نوشته:راز.س(شاهتوت)

خلاصه رمان:

امیر فروتن ، یکی از افسرای وظیفه شناس پلیس مخفی ماموریت پیدا می کنه تا ...شخصی که بعد از سالها داره به ایران برمی گرده رو کنترل کنه . تا بدونه هدف این فرد از اومدن به ایران چیه ؟ اما در این راه علاوه بر خودش افراد گروهش رو هم درگیر می کنه . داستان زمانی به اوج می رسه که عشق در خونه امیر فروتن و میزنه ،اما ایا این عشق حالا به وجود اومده یا ...

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان رایکا

نوشته:فهمیه سلیمانی

خلاصه رمان:

رزا در یک شرکت بعنوان مترجم استخدام میشود ولی بلافاصله در دام عشق رئیس شرکت که مرد جوانی به نام رایکاست با چهره بسیار زیبا و چشمانی رویایی گرفتار میشود بطور اتفاقی متوجه میشود که پدر رایکا با پدرش دوستان بسیار نزدیک وصمیمی میباشند و اصرار پدر رایکا برای ازدواج او با رزا آغاز میشود ولی رایکا دل در گرو عشق زنی هوسباز به نام عسل دارد با اصرار پدر راضی به عقد رزا میشود ولی وقتی عسل ناپدید میشود رایکا دچار ضربه روحی و فراموشی خاصی میشود پدر رایکا از رزا میخواهد که در خانه با عنوان پرستار با رایکا بماند شاید او بهبود یابد ولی......

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان کسی می آید

نوشته:مریم ریاحی

خلاصه رمان:

خورشید علاقه ی زیادی به حسام پسر معتمد محله دارد. هر حرکتی انجام می دهد تا حسام را متوجه این علاقه کند. حسام پسر مومن و معتقدی است که حجب و حیایش مانع بروز احساساتش می شود تا اینکه یک شب  …

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

رمان یلدا

نوشته:مرتضی مودب پور

خلاصه رمان:

اين رمان حكايت پسري به نام سياوش است كه با دوستش نيما رفاقت صميمانه اي دارند . سياوش عاشق دختر همسايه ي نيما مي شود و نيما عاشق سيما خواهر سياوش استدر بين اين داستان دختري كه ايدز داردو هر كس را كه به او نزديك شود را آلوده مي كند ، ماجراي زندگي خود را تعريف مي كند.

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

پسورد:ir-dl.com

رمان اسیر

نوشته:ارغوان.ر

خلاصه رمان:

دختری به اسم سایه که طی حوداثی مجبور میشه از زندگی قبلیش فرار کنه خصوصا ازمرد زندگیش ولی اتفاقاتی باعث میشه که شوهرش اونو پیدا کنه و.....

برای دانلود کلیک کنید(Jar)

دیشب موقع سحر ،داداشم رفته بود دستشویی داشت مسواک میزد که همزمان اذان شد
مامانم هول کرد سریع میگه برو به داداشت بگو اونجا هیچی نخوره که اذان شده !!
من:
مامان:

مطالب طنز


دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پولکی که سوغاتی بیاره الان واسمون مهمون اومده مامانم خونه نبود زنگ زده میگه : چای دم کن بعد برو توی اتاق من توی کمد لباسام پشت چمدون سیاهه یه بالش آبیه اونو ور دار
( من: )
زیرش یه ملافه سبزه اونو وردار
( من: )
زیرش یه ساک قهوه ایه
( من :)
توی ساک قهوه ایه یه ساک زرشکیه
( من: )
توی ساک زرشکیه یه پلاستیک بنفشه
( من: )
از توی اون یه بسته سوهان عسلی بردار بزار جلو مهمون تا من بیام جاشونو دوباره عوض کنم حواست باشه دست به گز و پولکی ها نزنی ها !!!!!
( و همچنان قیافه من: )


مطالب طنز


امروز لبم باد کرده بود مامانم به بابام گفت منو اذیت کرده لبش باد کرده
من :
بابام به مامانم : تو کیو اذیت کردی دماغت انقد شده ؟
من و بابام :
مامانم به بابام : تو کیو اذیت کردی قدت کوتاه شده ؟
من و مامانم :
شستن همدیگرو پهن کردن رو طناب
می خواستم بگم همچین بنیان سستی داره خوانوادمون
فک و فامیله داریم؟

مطالب طنز


بچه که بودیم میرفتیم مسافرت به هر هتل بزرگی که توی شهرهای بین راهمون میرسیدیم بابام میرفت میگفت: میشه این بچه هارو ببرم دستشویی؟؟ خلاصه اینکه ما از هتلهای بزرگ و چند ستاره فقط توالتاشو دیدیم
فک و فامیله داریم!؟

مطالب طنز

داداشم میخواست تو یه شرکتی استخدام بشه رفت مصاحبه.فرداش زنگ زدن که بیا.وقتی رفت یه کاغذ بهش دادن گفتن برو هشت هزار تومن واریز کن بیا.
داداشم خوشحال گفت: بابت مقدمات استخدام؟
مدیره یه نیگا کرد بهش و گفت:نخیر بابت مقدمات خرید یه لنز ذره بین جدید برای درب ورودی که تو پفیوس دیروز آدامستو موقع رفتن چسبوندی روش.دوربین فیلمتو گرفته الاغ
من :
داداشم:
فک و فامیله داریم؟

مطالب طنز

مامانم یجوری تنظیم می کنه از صبح تا افطار تو خونه هیچی برای خوردن نباشه. شانس آوردم تو مملکت کاره ای نشده این

مطالب طنز

پسر داییم شیش سالشه بهش رکابیشو دادم تنش کنه میگه من بلد نیستم میگم تو که همه لباساتو تنت میکنی میگه نه این فرق داره این سه تا سوراخ داره نمیدونم سرمو تو کدوم سوراخ بکنم
فک و فامیله داریم؟

مطالب طنز


قبض آب خونمون اومده 600هزار تومن
مامانم هم طی یک اقدام غافلگیرانه رفته شیر آب دسشویی رو بسته
میگه اینا به خاطر دسشویی رفتنای زیاد توعه

مطالب طنز


موقع امتحانا داشتم از دختر داییم جغرافی می پرسیدم،
من: در چه مناطقی از کشور برف و باران بیشتری می بارد؟
دختر داییم با اعتماد بنفس تمام: بالا شهر
من:

 

قویترین مرد جهان!

 

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران